عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
247
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
مؤمن آفريده است . « 12 » 132 - يهودى نيكوكار از قول داماد ابو عمران لؤلؤى كه مردى نيكوكار و خادم درويشان و خانهاش ميهمانسراى بوده است روايت شده كه گفته است : گروهى از درويشان بر او وارد شدند و او پيش حاكم رفته و از او براى ايشان چيزى خواسته است و حاكم چيزى به او نداده است ، او پيش مردى يهودى رفته است و او آنچه را كه مورد نياز او بوده به خانهاش فرستاده است . گويد : چون حاكم خوابيد به خواب ديد گويا بر در كاخى از مرواريد سرخ ايستاده است و همين كه خواست وارد آن شود از او جلوگيرى و گفته شد اين كاخ از تو بود ولى به فلان مرد يهودى واگذار شد ، حاكم چون شب را به بامداد رساند پيش داماد ابو عمران رفت و داستان را از او پرسيد و او خبر داد كه داستان چه بوده است . حاكم مرد يهودى را فراخواند و به او گفت : ترا كاخى در بهشت است آيا آن را به ده هزار درهم مىفروشى ؟ گفت : نه ، حاكم بر بهاى آن افزود ، مرد يهودى همچنان نپذيرفت و داستان را از او پرسيد ، حاكم موضوع خواب را براى او نقل كرد . مرد يهودى به داماد ابو عمران گفت : آيين اسلام را بر من عرضه دار و مسلمان شد . 133 - مجوسى كريم از ابو حفص نيشابورى « 13 » نقل است كه روزى به هنگام بهار به ياران خود گفت : بياييد به گردش برويم و بيرون آمدند ، از جايى گذشتند كه درخت گلابى در خانهاى ميوه برآورده بود ، او به تماشاى آن درخت ايستاد ، مردى بزرگ از مجوسيان از آن خانه بيرون آمد و به بو حفص
--> ( 12 ) . اين داستان را سبط ابن جوزى درگذشته به سال 654 در تذكرة الخواص ، ص 370 ، چاپ نجف آورده است او مىگويد : الملتقط كتابى است از جدم ابو الفرج مرحوم علامه مجلسى ( ره ) نيز به نقل از كشف اليقين در بحار الانوار ، ص 13 ، ج 42 ، چاپ جديد آورده است . ( 13 ) . ابو حفص عمرو بن سلمه حداد نيشابورى از صوفيه بزرگ قرن سوم هجرى و درگذشته در دهه هفتم يا هشتم آن قرن است ، عطار در تذكرة الاولياء صفحات 293 / 286 ، ج 1 درباره كرامات او سخن گفته است ، و به دانشنامه ايران و اسلام ، ص 1024 ، ترجمه مقاله J . Chabbi مراجعه فرماييد كه منابع مختلف را درباره او معرفى كرده است .